تبلیغات
.:: hack & crack ::. - دردسرهای من و دماغم

اسلایدر

http://melono.persiangig.com/ghaleb%20man/asemooni/16.gif اس ام اس
اس ام اس مذهبی
اس ام اس ایام
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس خنده دار
اس ام اس سرکاری

http://www.deltafoxy.com/tools/blocks/mobile.jpg موبایل
تم موبایل
عکس موبایل
نرم افزار موبایل
کلیپ موبایل
آهنگ موبایل
بازی موبایل
نرم افزار موبایل

http://www.deltafoxy.com/tools/blocks/internet.jpg ابزار وبمسترها
قالب بلگفا
قالب میهن بلاگ
قالب لینک باکس
قالب سایت
قالب پرشین بلاگ
قالب بلاگ اسکای
کدهای موزیک
کدهای جاوا

http://best-downloads1.persiangig.com/best-downloads1/clip.jpg موزیک
آهنگ های ایرانی
آهنگ های خارجی
آهنگ های رپ
آهنگ های مذهبی
آهنگ های بی کلام

http://best-downloads1.persiangig.com/best-downloads1/sargarme.jpg سرگرمی
مطالب جالب و دیدنی
کتابهای الکترونیکی (pdf)
معرفی سایت
اسکرین سیور
شعرهای عاشقانه

http://melono.persiangig.com/ghaleb%20man/asemooni/21.gif ترفند
ترفند موبایل
ترفند یاهو
ترفند ریجستری
ترفند ویندوز

http://www.deltafoxy.com/tools/blocks/system.jpg كامپیوتر
نرم افزارهای کاربردی
نرم افزارهای گرافیکی
دانلود فونت
نرم افزارهای هک و بوتر

نرم افزارهای یاهو
نرم افزارهای جالب
مولتی مدیا
آنتی ویروس
ابزار فشرده سازی
بازی کامپیوتر

http://best-downloads1.persiangig.com/best-downloads1/photo.jpg گالری تصاویر
عکس های خواننده های خارجی
عکس های خواننده های ایرانی
عکس های مدل لباس
عکس های منظره
عکس های ورزشی
عکس های بازیگران ایرانی
عکس های بازیگران خارجی
عکس های مذهبی
عکس های ناز کودکان
عکس های جالب و دیدینی
عکس های خنده دار
عکس های فتوشاپی
عکس های پس زمینه دسکتاپ
عکس های عاشقانه


:: علیرضا

با ثبت ایمیل خود در خبرنامه زیر از به روز شدن وبلاگ آگاه شوید :

 
اضافهحذف



عکس های گوهر خیر اندیش
عکس های لیندا کیانی
عکس های سوفی کیانی
عکس های شقایق فراهانی
عکس های گلشیفته فراهانی
عکس های مریم کاویانی
عکس های الهام حمیدی
عکس های لیلا اوتادی
عکس های بیتا سحر خیز
عکس های نیوشا ضیغمی
عکس های نفیسه روشن
عکس های مهناز افشار
عکس های باران کوثری
عکس های یکتا ناصر
عکس های شبنم قلی خانی
عکس های مریلا زارعی
عکس های آناهیتا همتی
عکس های ترانه علیدوستی
عکس های شیلا خداد
عکس های بهاره رهنما
عکس های نگار فروزنده
عکس های افسانه بایگان
عکس های هدیه تهرانی
عکس های نیکی کریمی
عکس های هانیه توسلی
عکس های رعنا آزادی ور
عکس های روناک یونسی
عکس های پرستو صالحی
عکس های حنانه شهشهانی
عکس های الناز شاکر دوست
عکس های بهنوش بختیاری زاده


قالب زیبای (Green AR)

دختری با دامن کوتاه، بیرون پنجره‌ی اتاق من

انتقال اطلاعات یک هارد به هارد دیگر به سادگی و بدون واسطه

عروس و داماد های دیدینی

مترجم قالب

قالب زیبای عشق صورتی (میهن بلاگ)

تصاویر زیبا و عاشقانه از کودکان

عکس های جالب از گیاهان غیر عادی(آخر خنده)

روش تشخیص اصل یا تقلبی بودن گوشی موبایل شما

قالب زیبای صورتی







حتی در دستشویی هم کنار هم باشید

انواع خر به روایت تصویر

اس ام اس برای كسی كه دلت و شكسته

عكسهای عروسی هیفا وهبی

لباس عروس دختر بچه ها

عکسای فوتوشاپی فوق العاده

عكس های از دختران با موهای خیلی بلند

عکس :هاشمی ، موسوی واحمدی نژاد درجبهه

عکسهای جیگر های خوردنی

عکس دسته جمعی لختی بازیگران ایرانی

عکس های آموزش نظامی به دختران پلیس در عراق

عواقب اعتیاد كودكان به كامپیوتر

تجاوز یک دختر به پسر

هنرمندان ایرانی از دیروز تا امروز

عکس های زیبا از حرم مطهر امام رضا (ع)

جالباسی از نوع قزوینی

دوستی و روابط دختر و پسر

عکسهای فانتزی زیبا

مسابقه فوتبال دختران تهران قدیم

بوسه دیدنی و عجیب و غریب آقای خاتمی

عکس های بسیار جالب استتار

عکس های طنز روز

عکس سوسانو با همسرش در شب عروسی

دختر بازی از نوع بسیجی

کشف یک خانه فساد همراه با عکس تمامی متهمان

عكس های متفاوت گلشیفته فراهانی

عکسهای از میتسوبیشی دخترونه

عکس های زیبا از گوگوش

عکسهای سربازان زن کویت

عشق واقعی یعنی این

عکس های متفاوت نیوشا ضیغمی

عکسهای لختی از گلشیفته فراهانی

عکسهای زیبا و حرفه ای از بدنسازان


از این پس شما می‏توانیدبهترین دانلودها را علاوه بر زبان شیرین فارسی، با 36 زبان دیگر دنیا مشاهده کنید:

ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربی ترجمه به زبان آلبانیایی ترجمه به زبان بلغاری ترجمه به زبان کاتالان ترجمه به زبان چینی ترجمه به زبان چکی ترجمه به زبان دانمارکی ترجمه به زبان هلندی ترجمه به زبان استونیایی ترجمه به زبان فیلیپینی ترجمه به زبان فنلاندی ترجمه به زبان آلمانی ترجمه به زبان یونانی ترجمه به زبان هندی ترجمه به زبان مجاری ترجمه به زبان اندونزیایی ترجمه به زبان ایتالیایی ترجمه به زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به زبان لاتویایی ترجمه به زبان لیتوانیایی ترجمه به زبان مالتی ترجمه به زبان لهستانی ترجمه به زبان پرتغالی ترجمه به زبان رومانیایی ترجمه به زبان روسی ترجمه به زبان صربستانی ترجمه به زبان اسلواکیایی ترجمه به زبان اسلووِنیایی ترجمه به زبان اسپانیایی ترجمه به زبان سوئدی ترجمه به زبان تایلندی ترجمه به زبان ترکی ترجمه به زبان اوکراینی ترجمه به زبان ویتنامی

 

» فروش جهانی بیش از 20 میلیون گلکسی S3 در 100 روز
» نگاهی به ویژگی‌های جدید قلم جادویی گلکسی نت 2 (فوق العاده است)
» نامه سامسونگ به کارمندانش: اپل یکی از مهمترین مشتریان ما بود!
» سامسونگ با اختلاف ۲۰ میلیون دستگاه از اپل در صدر فروش اسمارت فونها قرار گرفت.
» طبق دستور قاضی در بریتانیا : اپل رسما باید اعلام کند که سامسونگ از آیپد کپی نکرده است
» پیش بینی فروش بیش از 10 میلیون Galaxy S III در ماه جولای
» ت ج ا و ز به دختر 18ساله ای در ملاء عام
» مایکروسافت نوجوان 14 ساله هکر را استخدام کرد
» آهنگ جدید و زیبای شهره صولتی با نام دیدن
» آهنگ جدید دی جی مریم و امیر سانی و علیرضا راستین به نام هانی من
» ارسال نخستین پیام توی*یتر از اورست
» فروش 3میلیون گلکسی اس 2 در مدت چند روز
» تیم ملی فوتبال زنان ایران
» وقتی جهان پهلوان تختی سرش را برای مدال گرفتن خم نکرد
» قالب حرفه ای زئوس
» من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم
» کشف یک خانه فساد همراه با عکس تمامی متهمان
» جالباسی از نوع قزوینی!!
» عکس های آموزش نظامی به دختران پلیس در عراق
» بازی زیبای پپسی من pepsiman
» ترفند دختر مسلمان برای حفظ حجاب +عکس
» دانلود کتابهای اینترنتی علمی، آموزشی
» دردسرهای من و دماغم
» باحالترین و جدیدترین ماشینهای دنیا
» قالب كاسپین سبز برای (میهن بلاگ )
» نام خود را تبدیل به لوگوهای معروف کنید
» چند عکس خنده دار و خفن (بالای +18)
» آموزش بدست آوردن عشق !!!
» اس ام اس توپ روز مادر
» اجرای بازیهای موبایل روی كامپیوتر با برنامه

 




متنی که در اینجا ملاحظه خواهید کرد داستانی است که در قالب خاطره به قلم خانم ویدا مشایخی نگارش شده و توسط خانم الهام دوراندیش انتخاب شده که ضمن تقدیر از نویسنده از ارسال ایشون هم کمال تشکر را داریم. ضمنا توصیه می کنم کسانیکه گهگاهی بفکر عمل کردن یا عمل نکردن دماغشون می افتند و احیانا این حس دائما دچار وسواسشون می کنه حتما این داستان رو مرور کنند ...

 

متن کامل در ادامه مطلب

از زمانیکه یادم می آید دماغم مایه دردسرم بوده. سالها با ناملایماتی که برایم فراهم کرد ساختم ولی نمیدانستم که همین دماغ چه نقش مهمی در سرنوشتم بازی خواهد کرد. از زمان نوزادی آب دماغم بیشتر از کودکان هم سنم جاری بود. مادرم می گفت همیشه به ننه ام می گفتم "ننه دغغم را بگیر". دستمال مهمترین وسیله زندگیم بود. بدون آن انگار که برهنه در مقابل چشم یک مشت آدم ایستاده باشم. همان قدر احساس دست پاچگی می کردم. آنوقت ها دستمال کاغذی نبود. یا هنوز در خانه ما استفاده از آن مرسوم نشده بود. مادرم برای ما دستمال های سفیدی دوخته بود و اول اسم هر کداممان را کنار آن گل دوزی کرده بود. در کشویی که دستمال ها را می گذاشتند، همیشه دستمال های من از همه زودتر تمام می شد و گاهی مجبور می شدم از دستمال های خواهرانم کش بروم. گاهی که فراموش می کردم دستمال با خودم بردارم آن روز برایم جهنم بود. مجبور می شدم در راه مدرسه آب دماغم را که همیشه مانند رودخانه ای روان بود با آستین روپوشم پاک کنم. غالبا آستین روپوشم سفیدک زده بود. در خانه وقتی مادرم سفیدک های آستینم را می دید یک پس گردنی نثارم می کرد که این عادت از سرم بیافتد. اگر سرکلاس دستمال نداشتم و آب دماغم راه می افتاد پاک کن یا تراشم را به زمین می انداختم و به بهانه آوردن آن زیر میز می رفتم و با کنار دامن روپوش دماغم را پاک میکردم. یک بار کلاس پنجم دبستان معلم برای خواندن انشا صدایم زد. انشاهایم هیچ وقت تعریفی نداشت ...

ولی این بار از یکی از انشاهای خواهر بزرگترم رونویسی کردم و انشای خوبی از آب در آمد. رفتم کنار تخته سیاه ایستادم و دفتر انشا را دست گرفتم و شروع به خواندن کردم. باز هم این دماغ لعنتی ضربه اش را به من زد. هنوز یک خط از انشا را نخوانده بودم که آب دماغم جاری شد. با هر کلمه ای که می خواندم یکبار دماغم را بالا می کشیدم. کم کم صدای بالا کشیدن دماغ به صدای خرناسه تبدیل شد. چون هر وقت هیجان زده می شدم یا خجالت می کشیدم مقدار ریزش آب دماغم شدیدتر می شد. معلم از کیفش دستمالی بیرون آورد و به من داد. دلم می خواست توی دستمال فین کنم. یک فین بزرگ که تمام دماغم خالی شود. ولی خجالت کشیدم. یک دستم به دستمال و دست دیگرم به دفتر چه. بالاخره انشا را با هزار مکافات خواندم. همه هم کلاسیهایم می خندیدند. چون بچه شوخ طبعی بودم آنها تصور کردند معلم را دست انداخته ام. بعد از پایان کلاس خیلی تشویقم کردند که عجب تاتر خوبی بازی کردم. نمیدانستند که من فلک زده چه حالی را گذراندم. به سن بلوغ که رسیدم اندازه دماغم دو برابر شد. تمام صورتم را دماغ بزرگی پر کرده بود.

در دوران دبیرستان وقتی سوار اتوبوس می شدم که به مدرسه بروم سعی می کردم هرگز روی صندلی های سه نفره ننشینم. جون نیم رخم تا ته اتوبوس پیدا بود. تصمیم خودم را گرفتم. باید از شر این دماغ لعنتی خلاص می شدم. فکر کردم به محض اینکه دیپلم بگیرم کار پیدا می کنم و به خرج خودم دماغم را عمل می کنم. گاهی که در خانه صحبت از عمل دماغ می کردم پدرم میگفت "دخترم در کار خلقت نباید مداخله کرد. دماغی که خداوند به تو داده حتما به تشخیص خودش مناسب صورت تو انتخاب کرده. کارهای خدا بی حکمت نیست". با خدا هم سر لج افتادم. چرا این خداوند با حکمت یک دماغ زیبا و کوچک و قلمی توی این صورت نکاشته که مرا از خودش دلگیر نکند. فکر کردم روزی که خداوند دماغ بین آدمها تقسیم می کرده حتما دیر رسیده ام و تا نوبت به من برسد تمام دماغ های خوب تمام شده و در نتیجه یکی از بنجل های باقی مانده نصیب من شده!

دماغ بد ترکیب باعث شد کم کم گوشه گیر شوم. از پسرها بیزار بودم. توی راه مدرسه دماغ گنده من وسیله مسخرگی پسر ها شده بود. بالاخره دیپلم گرفتم و سر کار رفتم. پولهایم را پس انداز کردم. حتی یک شاهی از آن را خرج نمی کردم. با وجود مخالفت پدرم، از جراح زیبایی وقت گرفتم. یک شب با دوستان نزدیکم به تماشای فیلمی از باربارا استرایسند رفتیم. اولین فیلمش در ایران بود. بعد از پایان فیلم یکی از دوستانم به لحن ظنز آلودی گفت حیف نیست این دماغی را که شبیه دماغ باربارا ست میخواهی عمل کنی؟ درست شب قبل از عمل دماغم دوستانم به خانه ما آمدند که به من قوت قلب دهند. قرار شد شب روی پشت بام بخوابیم. رختخواب ها را انداختیم و کنار هم دراز کشیدیم و در سکوت به تماشای ستاره ها پرداختیم. با هر نفسی که فرو می دادم از دماغم صدای سوتی بلند می شد. دوستانم زدند زیر خنده. یکی از آنها گفت حیف از این دماغ که می خواهی عملش کنی، دماغی که برایت موسیقی هم می نوازد. آب ریزش دماغم کم بود، صدای سوت هم به آن اضافه شد.

دماغ را عمل کردم. وقتی دکتر گچ را باز کرد تازه متوجه شدم که چه دماغ کجی برایم درست کرده. سوراخهای دماغم تابتا شده بود. یکی بزرگ و دیگری کوچک. مشکل دیگری که بعد از عمل پیدا کردم گرفتگی دماغ و مشکل تنفس بود. از آن زمان قطره بینی هم همراه دستمال به نیازهای اولیه زندگیم اضافه شد. با دماغ جدید اعتماد به نفس پیدا کردم. فورا برایم شوهر پیدا شد و ازدواج کردم. شب عروسی قطره بینی و یک دستمال کوچک را در کیف کوچک منجوق دوزی شده سفیدی گذاشتم. باید از خدا بخاطر همان یک شب زندگیم خیلی ممنون باشم. تا پایان جشن نه دماغم گرفت و نه آب آن جاری شد. بعد از پایان جشن مهمانان بوق زنان ما را بدرقه کردند و رفتند. در حجله خانه شوهرم مهلت نداد که لباس عروسیم را از تن در آورم، پرید و من را بغل کرد و یک ماچ آرتیستی از لبهایم گرفت. کم مانده بود خفه شوم. مطمئنم که وقتی رهایم کرد رنگم کبود شده بود. دلم نمی خواست فامیل شوهرم بدانند که دماغم را عمل کرده ام. به هیچ کس نگفتم. تمام عکسهای بچگیم را پاره کردم و ریختم دور. یکی دو بار دختر عموی شوهرم که فضول خانواده بود پرسید که آیا دماغم عملی است؟ حاشا کردم. نخیر طبیعی است. پرسید پس چرا پره ها ی دماغم تابتاست. گفتم هیچ عضو دوتایی در بدن شکل هم نیست. وقتی حامله شدم نگران بودم که دماغ بچه ام شکل دماغ من از آب در بیاید. شوهرم دماغ زیبایی داشت. سر بالا و کوچک. فکر می کردم اگر دماغ بچه به من برود چه خاکی به سر کنم. خوشبختانه ژن شوهرم از من قوی تر بود و بچه کلا شبیه پدرش شد.

چند سالی آزار دماغم فقط به آب ریزش و گرفتگی ختم می شد که به آن عادت کرده بودم. یک شب خانه یکی از همان دوستان قدیمی دعوت شدیم. بی معرفت آلبوم قدیمی زمان مدرسه را آورد و صاف گذاشت جلوی شوهرم. چند تا عکس نیمرخ از من توی آلبوم بود. شوهرم با تمسخر چند بار به عکس ها و به من نگاه کرد. آن جا چیزی برویم نیاورد ولی وقتی به خانه رسیدیم گفت دیگر نمی خواهد با من زندگی کند. وقتی علتش را پرسیدم گفت : "زنی که به خاطر دماغ به من دروغ بگوید قابل اعتماد نیست". دماغ بیچاره من بهانه طلاق شد. البته چند ماه بعد شوهرم با همان دوست سابقم ازدواج کرد. لازم به گفتن نیست که مرا حتی به عروسیشان دعوت هم نکردند. پسرم بزرگ شد و فرستادمش خارج. بعد از دو سال به اصرار او به دیدنش رفتم. یکروز که برای خرید به فروشگاهی رفته بودم هنگام خروج آنقدر ویترین فروشگاه تمیز بود که آن را با در ورودی اشتباه گرفتم و با کله رفتم توی شیشه. استخوان دماغ بیچاره ام شکست. مجبور شدم سفر را از نیمه قطع کنم و به ایران برگردم. فورا نزد جراح رفتم و استخوان دماغم را عمل کرد. ولی سوراخ های دماغ همچنان لنگه به لنگه باقی ماند.

چند سال گذشت و بار دیگر به دعوت پسرم به خارج سفر کردم. پسرم در اداره ای کار گرفته بود. با هیجان از معاون دفترشان تعریف میکرد. گفت مرد زن مرده ای است و به دنبال شریک زندگی می گردد. اصرار کرد ما را باهم آشنا کند. یکشب پلو خورش مفصلی پختم و آقا را دعوت کردیم. خیلی حرفهای روشنفکرانه زد. احساس کردم علایق مشترک بینمان زیاد است. وقتی رفت پسرم گفت "نگفتم !. این مرد خیلی به درد تو می خورد". از آن شب به بعد چند بار من را به موزه و سینما و اپرا و نمایشگاه نقاشی دعوت کرد. از دست روشنفکری داشتیم خودمان را خفه می کردیم. تا بالاخره آن شب منحوس پیش آمد. یک روز صبح تلفن کرد و من را برای شبی بقبول خودش "خاص" دعوت کرد. فکر کردم لابد می خواهد تقاضای ازدواج کند. چه ازاین بهتر. پسرم که میانه خوبی با این مرد دارد. من هم بالاخره سرو سامانی می گیرم و خیال پسرم هم از آینده ام راحت می شود. صبح آن شب "خاص" خیلی به خودم رسیدم. یک دست لباس تازه خریدم، به سلمانی رفتم موهایم را آراستم، پوستم را در کلینیک زیبایی تمیز کردم و ناخن های دست و پا را در کلینک دیگری مانیکور و پدیکور کردم. گفته بود بعد از خوردن شام به تاتر می رویم. قبل از ترک خانه چند قطره از قطره بینی توی دماغم چکاندم که دماغم در طول شب نگیرد.

با ماشین دنبالم آمد و به رستوران گران قیمتی رفتیم. شام را در نور شمع همراه با گیلاسی شراب خوردیم. دل توی دلم نبود که کی تقاضای ازدواج را مطرح می کند. حرفی نزد. بعد از شام به تاتر رفتیم. یک تاتر آوانگارد. از درو دیوار و قیافه تماشاگران پیدا بود. وارد سالن تاتر شدیم. سالن کوچکی برای 50 نفر. صحنه ای سیاه و خالی. فقط یک صندلی و چند جلد کتاب دکور صحنه را تشکیل می داد. تاتر شروع شد. احساس خستگی شدیدی می کردم. نمیدانم مال شراب قرمز بود یا بدو وادوی صبح. روی صحنه زن بازیگر شروع به فریاد کرد. مرد بازیگر روی صندلی نشست. احساس کردم پلک هایم سنگین شده اند. صدای جیر جیر کف چوبی صحنه، زمانیکه بازیگران راه می رفتند، تنها افکت صدای تاتر بود. زن بازیگر از صحنه بیرون رفت. مرد بازیگر روی صحنه تنها ماند. پلکهایم سنگین تر شد. زن به صحنه بازگشت. فریاد زد. پلکهایم روی هم افتاد. بزحمت چشمهایم را باز نگه داشتم. انگشتانم را در گوشت بازویم فرو بردم که از درد آن خواب از چشمم برود. روی صحنه تاتر زن و مرد ساکت مقابل هم ایستادند. به هم خیره شده بودند. پلک هایم رویهم افتاد. چه خواب شیرینی. از فشاری که به بازویم آمد از خواب پریدم. مرد همراهم بود. گفت "داری خرخر میکنی" عرق کردم. سالن تاتر ساکت بود. حتما صدای خرخرم توی سالن پیچیده. لعنت به این دماغ مزاحم. با این همه قطره باز هم گرفت. فکر کردم چطوری سالن را ترک کنم. از مرد همراهم خجالت می کشیدم. توی سالن تاتر آوانگارد نشستم و خرخر کردم. هر کس بشنود آبرویم می رود. ایکاش زمین دهان باز می کرد و من را در خودش فرو می برد. تاتر به پایان رسید. مرد در سکوت من را به خانه رساند و با خداحافظی سردی ترکم کرد. خجالت می کشیدم برای پسرم تعریف کنم.چند روز گذشت و دیگر از مرد خبری نشد. رفت که رفت. به خاطر یک خرخر رابطه اش را برای همیشه با من قطع کرد. بی خود نیست که میگویم این دماغ از روز اول باعث درد سر من بوده. هر چند که بعد از مدتی فکر کردم باید از دماغم ممنون باشم. مردیکه به خاطر یک خرخر ناقابل، که احتمالا مال خودش در شب خانه را به لرزه می اندازد، از ازدواج با من پشیمان شود به درد لای جرز می خورد ...

| نوشته :علیرضا | تاریخ :چهارشنبه 10 شهریور 1389 | نظرات []


:: فروش جهانی بیش از 20 میلیون گلکسی S3 در 100 روز
:: نگاهی به ویژگی‌های جدید قلم جادویی گلکسی نت 2 (فوق العاده است)
:: نامه سامسونگ به کارمندانش: اپل یکی از مهمترین مشتریان ما بود!
:: سامسونگ با اختلاف ۲۰ میلیون دستگاه از اپل در صدر فروش اسمارت فونها قرار گرفت.
:: طبق دستور قاضی در بریتانیا : اپل رسما باید اعلام کند که سامسونگ از آیپد کپی نکرده است
:: پیش بینی فروش بیش از 10 میلیون Galaxy S III در ماه جولای
:: ت ج ا و ز به دختر 18ساله ای در ملاء عام
:: مایکروسافت نوجوان 14 ساله هکر را استخدام کرد
:: آهنگ جدید و زیبای شهره صولتی با نام دیدن
:: آهنگ جدید دی جی مریم و امیر سانی و علیرضا راستین به نام هانی من
:: ارسال نخستین پیام توی*یتر از اورست
:: فروش 3میلیون گلکسی اس 2 در مدت چند روز
:: تیم ملی فوتبال زنان ایران
:: وقتی جهان پهلوان تختی سرش را برای مدال گرفتن خم نکرد
:: قالب حرفه ای زئوس
:: من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم
:: کشف یک خانه فساد همراه با عکس تمامی متهمان
:: جالباسی از نوع قزوینی!!
:: عکس های آموزش نظامی به دختران پلیس در عراق
:: بازی زیبای پپسی من pepsiman
:: ترفند دختر مسلمان برای حفظ حجاب +عکس
:: دانلود کتابهای اینترنتی علمی، آموزشی
:: دردسرهای من و دماغم
:: باحالترین و جدیدترین ماشینهای دنیا
:: قالب كاسپین سبز برای (میهن بلاگ )
:: نام خود را تبدیل به لوگوهای معروف کنید
:: چند عکس خنده دار و خفن (بالای +18)
:: آموزش بدست آوردن عشق !!!
:: اس ام اس توپ روز مادر
:: اجرای بازیهای موبایل روی كامپیوتر با برنامه